معنی آما در فرهنگ عمید

۱. = آمودن

۲. آماینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): گوهرآمای، لؤلؤآمای.

معنی آما در فرهنگ معین

(اَ مّ) [ ع . ] (ق .) تفصیل و تأکید را رساند، ولی ، ولیک ، ولیکن . ؛~ تو کار آوردن بهانه آوردن ، ایراد گرفتن .

اشتراک گذاری
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *